X
تبلیغات
رایتل

چرا بخود نمی آییم؟ (دکتر میلاد محقق)

جمعه 1 خرداد‌ماه سال 1388

 

چرا بخود نمی آییم؟ (دکتر میلاد محقق)

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران در پیش است و مردم و مسئولان در تدارک برگزاری این رویداد یزرگ هستند تا به یاری خدا همچون گذشته برگ زرین دیگری بر صفحات تاریخ گرانسنگ ایران اسلامی افزوده شود و باعث تداوم نظامی گردد که در نتیجه مجاهدتهای بی نظیر مردان و زنان این مرزوبوم بدست آمده است. 

بر اساس اعلام شورای نگهبان از میان داوطلبان کاندیداتوری برای ریاست جمهوری دهم،نام چهار تن به عنوان نفرات تایید شده به مردم معرفی گردید و مردم حق خواهند داشت تا با مطالعه بر احوالات و برنامه های آنان به یکی از این نامها رای دهند. 

این روزها در بین اقشار مختلف مردم تحلیلهای متنوعی مبنی بر رد یا تایید کاندیداها شنیده می شود و جا دارد تا از سوی نگارنده نیز به عنوان یک نظر و تحلیل نسبت به نقد و بررسی نظرات موجود پرداخته شود.  

پس ازپایان دوران هشت ساله جنگ تحمیلی و رحلت جانگداز حضرت امام خمینی(ره) روسای جمهوری یکی پس دیگری به میدان آمدند و با شعارهای سازندگی،اصلاحات و عدالت ورزی دوران مدیریتی خود را تجربه کردند و مردم نیز شاهد موفقیتها و عدم موفقیتهای آنان بودند و آنچه امروز ما شاهد آنیم نتایج و دستاوردهای دولتهای گذشته و حال است و ما امروز در مقابل این پرسش قرا گرفته ایم که آیا آنچه گذشت مطلوب ملت بود و آیا شرایط حاکم بر جامعه رضایت مردم را بدست آورده است؟ 

اقشار مختلف مردم در برابر همه سختیهایی که در زندگی شان احساس می کنند همواره خواهان عزت و اقتدار میهن خود بوده و هستند و همه رنجها را برای حفظ ارزشهای ملی و دینی تحمل می کنند و تلاش برای بهبود اوضاع زندگی خود را نیز ضروری می دانند و برای همین موضوع هم به آینده دل بسته اند. 

انتخاب رئیس جمهوری که چهار سال سرنوشت اجرایی کشور را به یک فرد و همراهانش می سپارد  بسیار مهم است و برای همین منظور ملت ما برای انتخاب درست تلاش می کنند وعقاید خود را برای فراگیر شدن منتشر می کنند. 

برخی از مردم عقیده دارند که دکتر محمود احمدی نژاد در چهار سال گذشته موفق نبوده و

وعده های داده شده به واقعیت نپیوسته است،برخی دیگر نیز کارآمدی مهندس میرحسین موسوی را زیر سوال برده و معتقدند که برای این دوره ساخته نشده است، گروهی دیگر حجت الاسلام مهدی کروبی را فردی کم توان برای تصدی مسئولیت ریاست جمهوری می دانند و بالاخره گروه چهارم نیز معتقدند که دکتر محسن رضایی نه برای رئیس جمهوری شدن بلکه برای اهداف دیگری پا به میدان گذاشته است. 

صرف نظر از درست یا نادرست بودن برداشتهای مذکور بهتر است تا با ارزیابی دقیق از حضور هر یک از کاندیداهای موجود در مسئولیتهای مختلف در طول سی سال گذشته،به آینده نگری بپردازیم. 

انقلاب اسلامی ایران که پس از پیروزی به دوران هشت سال دفاع مقدس در برابر جنگ تحمیلی از سوی استکبار جهانی متصل گردید،مردان حاضر در عرصه رقابت برای تصاحب پست ریاست جمهوری را بارها و بارها آزمود و پرونده آنان را در معرض دید مردم قرار داد و در شرایط مختلف بازخوردهای رفتاری متعددی را از آنان بروز داد و این خود سندی غیر قابل تردید برای رتبه بندی چهار مرد مدعی کسب بیشترین آراء برای پیروزی در دهمین انتخاب ریاست جمهوری به نظر می رسد. 

میر حسین موسوی در سخت ترین شرایط، مدیریت اجرایی کشور را برعهده داشت و با توجه به نوپا بودن حکومت و دولت و بحرانهای داخلی و خارجی که نابودی نظام را هدف قرار داده بودند،کارنامه نسبتا خوبی را از خود بجا گذاشت ضمن آنکه در این باره هیچگاه نباید رهبری قدرتمند حضرت امام(ره) را از نظر دور داشت و او یعنی موسوی پس از سپری شدن دوران مدیریتی خویش تاکنون از حوزه مدیریتهای مطرح کشور دور بوده و معلوم نیست که چرا پس از گذشت سالها، اکنون وارد عرصه رقابت برای ریاست جمهوری شده است؟  

مهدی کروبی نیز از ابتدای نهضت و انقلاب همراه امام و یارانش بود و مسئولیتهای مختلفی را تجربه کرد اما با توجه به شعارهای ارزشی موجود در بتون انقلاب اسلامی بارها عامل شبهه افکنی در آرمانهای انقلاب شد و اکنون با کهولت سنی و ناتوانی جسمی و روحی که دچار شده ،معلوم نیست که آیا می تواند از پس اطرافیان تندروی خود برآید یا خیر؟  

محسن رضایی هم سرگذشت پر فرازونشیبی دارد و نحوه ورود او به میدان رقابت پر از علامتهای سوالی است که مجال پاسخگویی به آنها وجود ندارد. 

و اما محمود احمدی نژاد که اکنون دیکته های زیادی نوشته است و مردم برای او نمرات مختلفی اعلام کرده اند و برای گرفتن معدل هم وقت لازم است و هم امکانات که در این زمان و شرایط از هر دوی آنها بی بهره ایم. 

و اما نتیجه بحث؛جهت گیری اصلی و مواضع محوری انقلاب اسلامی ایران در زمینه های فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی و سیاسی کاملا روشن و شفاف است و این مواضع بارها از سوی مقام معظم رهبری اعلام شده است و بدون نظر ایشان هیچگاه تغییر موضع در اجرای سیاستهای چهارگانه در امور داخلی و خارجی نخواهیم داشت و جنین امری اساسا محال به نظر می رسد،پس چنانچه هر یک از کاندیداها در شعارهایشان خلاف مواضع اعلام شده را به مردم نوید بدهند دروغ محض است و صرفا برای جلب و جذب افکار عمومی برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری به بیان آن مبادرت می ورزند و فاقد هرگونه ارزشی می باشد و اگر هم آنچه را که می گویند و خلاف مواضع اعلام شده باشد را قلبا معتقد باشند و همان شعارها باعث پیروزیشان شود بار دیگر دوران هشت ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی تکرار خواهد شد و بار دیگر مردم فرصتها و امکانات بیشتری را از دست خواهند داد پس بهتر است بخود آمده و با واقعگرایی به تحلیل شرایط موجود پرداخته و فرد مورد نظر خود را انتخاب نماییم.