X
تبلیغات
رایتل

مشایی را باید دوباره شناخت!

چهارشنبه 4 فروردین‌ماه سال 1389

 

--- 

مشایی را باید دوباره شناخت! 

--- 

(ساحره میرابوطالبی) 

--- 

نمی دانم از کجا شروع کنم، از استعدادش، از پایبندی به ارزشهای واقعی دینی و ملی اش، از توانمندیهای بالقوه و بالفعلش؟ نه بهتر است از مظلومیتش بگویم که از ابتدای شروع به کارش در دولت نهم تاکنون تحت شدیدترین تهاجمات دوست و دشمن قرار گرفت و همه نوع تهمت و افترا به او زدند تا شاید او را از حرکت بازدارند اما او هیچگاه نسبت به آنانی که امروز او را نمی شناسند ولی فردا حتما او را خواهند شناخت، دشمنی نکرد و به مانند و مصداق رفتار همه انبیاء و اولیای الهی صبر، آری تنها صبر و استقامت را پیشه کرد چرا که او در ارتفاعی غیر قابل تصور مسائل را می بیند و هیچگاه سطح دیدگاه خود را با دیگران یکی نمی داند و از این بابت نه دیگران را بلکه اطرافیانش را مقصر می داند و همیشه معتقد است که در باره حرکت ها هیچگاه آنگونه که باید و شاید اطلاع رسانی نشده است. 

نمی دانم دهه شصت را به خاطر دارید یا نه؟ آری آن زمانی را می گویم که بهشتی مظلوم را هدف بی رحمانه ترین تهمت ها و ناسزاها قرار داده بودند و در میان مهاجمان نه فقط دشمنان که برخی دوستان نیز دیده می شدند و درست در همین هنگامه است که انسان بی اختیار به یاد منصور حلاج و داستان او و شبلی نزدیک ترین شاگردش می افتد که می گفت ضربه ای که شبلی با پرتاب کلوخی بر من وارد ساخت دردش ده ها برابر بیشتر از ضرباتی بود که دیگران با پرتاب سنگ بر من روا داشته اند و این درد را نمی دانی به کجا ببری و به که بگویی که اکنون برخی از شمالی ها که همشهری و هم استانی اویند نیز گاه دیده می شود که در همان صف اند. 

من برای خوشایند اسفندیار رحیم مشایی این عبارات را ننوشتم بلکه بار سنگین وظیفه انسانی، دینی و ملی که بر دوش من سنگینی کرده است مرا به این کار واداشته است و کیست که نداند این روزها به سرعت باد خواهد گذشت و روزهای روشن فرا خواهد رسید و بقول پدرها و مادرهای ما که : 

زمستان رفتنی است اما فقط روسیاهی برای زغال می ماند. 

می گویند احمدی نژاد را دوستش داریم و او را قبول داریم اما مشایی را نه! و این در حالی است که آقای دکتر احمدی نژاد بارها از ایشان بعنوان بهترین دوست و یاور یاد کرده اند و ایشان را مورد حمایت بی دریغ خود قرار داده اند.می گویند به ولایت پایبندیم اما مشایی را قبول نداریم! مگر می شود که مشایی را که مورد قبول رئیس جمهوری و او نیز مورد قبول مقام معظم رهبری است قبول نداشت و بعد هم ادعا کرد که هم رهبر و هم رئیس جمهوری را قبول داریم؟ 

این نوع ادبیات حداقل برای من کاملا نا آشنا است و نمی توان به راحتی از آن سر در آورد و مبانی آن را ریشه یابی نکرد. 

چگونه می شود که فردی با این همه وارستگی و شجاعت در مقابل دشمنان این مملکت ایستاده اما برخی افراد او را به همسویی با دشمن متهم کنند و آنگاه بگویند که ما ... . 

من برای نوشتن این سطور انگیزه ای قویتر از یک همشهری برای مهندس اسفندیار رحیم مشایی ندارم و برای همین از همه همشهریانم به عنوان یک رامسری می خواهم که اگر ایشان را نشناخته اند برای شناخت بیشتر ایشان بکوشند و پس از رامسریها از همه مازندرانی ها و سپس از گیلانی ها و گلستانی های عزیز و بعد از همه ایرانیها می خواهم برای شناخت بیشتر این شخصیت کم نظیر تلاش کنند تا هم ما از این فرصت بدست آمده غفلت زده نشویم و هم مانع از شادی دشمنان این کشور شویم که اگر این کار را به فردا موکول کنیم دیر است. 

به عنوان یک همشهری از مهندس مشایی نیز می خواهم تا راه را بر آنانی که می خواهند ایشان را بیشتر بشناسند باز بگذارند و برای این موضوع اهمیت قائل شوند که اگر ایشان در این مورد کوتاهی کنند خود نیز در بخشی از فرایندها شریک خواهند بود. 

از خدای بزرگ برای همه ایرانیان عزت و سرافرازی طلب می کنم و برای کارگزاران و مسئولان نظام  سلامتی و موفقیت روزافزون و در راس همه برای مقام معظم رهبری سلامتی و شادابی مسئلت دارم. 

با هم باشیم تا ایرانی سرافراز و سربلند و همیشه پیروز داشته باشیم.