X
تبلیغات
نماشا
رایتل

رامسری مقیم امریکا: آرامش واقعی من در رامسر بدست خواهد آمد

جمعه 7 خرداد‌ماه سال 1389

 رامسری مقیم امریکا:  

آرامش واقعی من در رامسر بدست خواهد آمد 

همشهری های عزیز  و گلم سلام  

۲۰ سال پیش رامسر را به مقصد امریکا ترک کردم و داستان رفتن من هم خیلی مفصل است شاید یک روزی برای شما دلایل اصلی اش را نوشتم. 

روزی که رامسر و ایران را ترک می کردم گمان داشتم که بهترین روزها را در این کشور که همه دوست دارند به اینجا بیایند داشته باشم اما اینطوری نبود و من در شهر قربت بدترین لحظات را دارم و می خواهم تا اگر چند ثانیه هم از عمرم باقی مانده به رامسر بیایم و در زادگاهم با این دنیا خداحافظی کنم. 

حتما گمان می کنید وضع کسب و کار من خیلی خراب است نه اینطور نیست من به همراه همسر و فرزندانم بهترین امکانات را داریم و راحت زندگی می کنیم البته از لحاظ مادی ولی روحیه زندگی با مادیات فرق می کند و من در این بیست سال به دنبال یک روحیه خوب برای زندگی کردن هستم تا با خوشی و آرامش زندگی کنم اما برایم دست یافتنی نبود. 

بالاخره هم می دانم یک روزی با تمام وجودم به رامسر خواهم آمد و در آنجا آرامش خواهم یافت چون آرامش واقعی من در رامسر بدست خواهد آمد.  

رامسرنیوز را همیشه و حتی می شود گفت هرشب می خوانم و دیدن رامسرنیوز و مطالبی که در باره زادگاه من است به من آرامش عجیبی می دهد و بیشتر وقت ها همسر و فرزندانم که تا حالا ایران را ندیدند در کنار من می نشینند و من برایشان مطالبی را که می خوانم ترجمه می کنم. 

همسر من اهل امریکا اما اصالتا اروپایی است و خیلی به من کمک کرده تا رسم و رسومات ایران را در زندگی جمعی و خانوادگی خودمان حفظ کنیم و این اخلاق همسرم را یکی از لطف های خدا می دانم چون در خانه ما کتاب های قرآن-حافظ-سعدی-مولانا-شاهنامه به زبان فارسی و اینگلیسی وجود دارد و فکر می کنم این کتابها به یک خانواده ایرانی هویت می دهد و من با این کتاب ها هویت ایرانی بودن خود را از دست ندادم. 

دو هفته پیش برای یک جلسه علمی دانشگاهی به شیکاگو رفته بودم و همسرم هم که در دانشگاه همکار من است با من بود. 

وقتی بعد از کارها برای خوردن شام به هتل خودمان رفتیم آنجا چند نفر را دیدیم که امریکایی بودند و می گفتند چند ماه پیش به ایران سفر توریستی داشتند و اتفاقا شمال هم آمده بودند و هر چقدر از زیبایی طبیعی شمال کشور تعریف می کردند از وضعیت محیط زیست و نظافت مردم شکایت داشتند و می گفتند مردم آنجا قدر چیزهایی که دارند را نمی دانند. 

خیلی با هم حرف زدیم و در حقیقت بعد از شام تا پاسی از شب با هم هم صحبت بودیم و من کلی خجالت کشیدم که با وجود بودن باسوادهای زیاد در شمال کشور چرا این وضعیت بوجود آمده است هر چند من هم با زرنگی کشورهای سلطه گر را که با بوجود آوردن جنگ و تحریم و مشکلات زیاد مانع پیشرفت کشور ما شده اند را مقصر معرفی کردم ولی هنگام خوابیدن وقتی روی تخت دراز کشیدم فکرهای زیادی به ذهنم آمد و از همان موقع تصمیم گرفتم به رامسرنیوز نامه بنویسم و با همشهری های خودم حرف بزنم. 

همشهری های عزیزم که دلم برای شما خیلی تنگ شده و دوست دارم هر چه زود تر شما را و رامسر عزیز را ببینم چرا با هم جمع نمی شوید و شهر خود را تمیز نگه نمی دارید و آن را نمی سازید. 

دعواهای شورا را از روزهای پیش می خواندم و افسوس می خوردم که چرا بجای کمک به همدیگر باید با هم دعوا کنیم و همین می شود که عقب می مانیم شما فکر می کنید که دنیا چکار می کند که پیشرفت می کند تنها کاری که می کنند همفکری و همکاری است. 

البته آنها با هم دعوا هم می کنند و دعوا هم دارند ولی دعوا را می گذارند در جای خودش چون می دانند این دعواها به زندگی مردم ضربه می زند و باید نگذارند دعواها مانع کار کردن شود.  

شما هم همین کار را بکنید و نگذارید مردم از اختلاف های شما ضرر ببینند مگه مردم چه گناهی کردند که شما را برای درست کردن شهر انتخاب کردند و حالا باید با چشمان خود ببینند که خیلی عقب افتاده اند. 

من به عنوان یک رامسری از شما خواهش می کنم اختلاف ها را کنار بگذارید و به فکر شهر خود و همشهریهای خود باشید چون آنها بیشتر از اینها حق دارند خوب زندگی کنند. 

کجای دنیا مثل رامسر طبیعت دارد و کجای دنیا خیلی مناسب است برای پیشرفت و ساخته شدن. 

من از شما معذرت می خواهم که مثل پدر روحانی ها شما را نصیحت می کنم و دست خودم نیست چون رامسر را دوست دارم و می خواهم در میان شهرهای دنیا مثل گذشته سربلند باشد ما رامسری ها گذشته خودمان را خوب یادمان است تنها چیزی که کم داشتیم همین با هم بودن است که الان وقتش هست با همباشیم و رامسر را با هم بسازیم. 

رامسر یها همه جای دنیا پخش هستند و دوست دارند به رامسری ها کمک کنند تا رامسر را بسازند و من از رامسرنیوز می خواهم یعنی خواهش می کنم که از همه رامسری ها که می دانم مثل من رامسرنیوز را با علاقه و عشق می خوانند بخواهند در این رابطه ها برای مردم رامسر نامه بنویسند و از آنها بخواهند که رامسر را بیشتر توجه کنند و اگر کمکی از آنها ساحته است کمک کنند . 

من خیلی سرتان را درد آوردم همه شما را به خدا می سپارم و آرزوی من این است که روزی رامسر مدرن و خوبی را داشته باشیم. 

من را ببخشید. 

اجازه بدهید اسم من فعلا پنهان بماند هرچند اینجا مرا دیوید صدا می زنند و بهتر است خدم را دیوید رامسری معرفی کنم. 

شب بخیر همشهری های عزیزم.