X
تبلیغات
نماشا
رایتل

به داد مردم رامسر برسید(ناله رامسری)

چهارشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1389

به داد مردم رامسر برسید(ناله رامسری)

پیش در آمدی بر نامه ای سرگشاده
  انعکاس وقایع مبارک و حتی نامبارک هر نقطه از سرزمین ایران اسلامی مان بر عهده ی صدا و سیما و اصحاب مطبوعات و خبرنگاران آن حوزه می باشد. اما آنچه که از شواهد و قراین موجود مستند می گردد، انگار اصحاب مطبوعات منطقه و به ویژه خبرنگاران شهرستان رامسر به وظیفه ی مطبوعاتی خود آشنا نبوده و تحت فرمایشاتی - که توضیح دلایل آن را بر عهده این جمعیت می دانم – قرار گرفته اند و گرفتار مصلحت اندیشی اوضاع فردی خویش شده اند و به طبع آن توجه به مصالح عمومی را به فراموشی سپرده و اشتیاق شان فقط در تامین سفارشات دستگاه های دولتی رقم می خورد در حالیکه اساس مطبوعات حول محور مردمی بودن آن تعریف گردیده و قوام می یابد.
   لذا به منظور رفع این معضل و اطلاع رسانی به موقع، هم بر آن شده ام حوادث اخیر و ناکارآمدی طویل المدتِ چندین ساله ی دستگاه فرهنگی و هنری شهرستان رامسر را در قالب « نامه ی سرگشاده ی ( ناله رامسری ) به شهروندان خردمند و، فرهنگ و هنردوست شهرستان رامسر » به وسیله ی کلیپ گوشی همراه و به شیوه ی بلوتوث قابل دسترس همگان قرار دهم.
  چنانچه خبرنگاران شهر قادر به انعکاس موثق وقایع مورد نظر باشند و یا بشوند بدین وسیله آمادگی خود را برای ارائه و در اختیار گماردن جزئیات موضوع مطروحه اعلام می نمایم. و این به منزله ی تقاضایم از این قشر نبوده بلکه بیان این مورد را تذکر و یادآوری جنبه ی حرفه ای خبرنگاری شان دانسته و می دانم.
باتقدیم احترام و یادآوری :
یعقوب (فرشید) مسگرانکریمی
« ناله رامسری »
به نام باعث نام ها
نامه ی سرگشاده ی « ناله رامسری »
به شهروندان خردمند  و، فرهنگ و هنردوست
شهرستان رامسر

سلام می کنم به همه
کسی جوابم را نمی دهد
و ناسزایی هم نمی گوید
گیرم که بگوید!: ...
وقتی عددی نباشی
تازه می شوی مثل من
تازه می شوی مثل کسی که
به همه سلام می کند:
                        سلام
« ناله رامسری »
  ...و سلام به همه ی خردمندانِ فرهنگ و هنردوستی که هماکنون مشغول مطالعه ی این جَریده شده اند. چون به قول زنده یاد «شیون فومنی» :
برخاستنت  تکان آب از آبست
دریا که تن آسود، همان مردابست
پشت سر دوست، یاوه سر دادن خصم
عوعوی سگان هرزه در مهتابست
زنده یاد : شیون فومنی
احتراما اینجانب یعقوب (فرشید) مسگرانکریمی شاعر، به زبان محلی (گویش رامسری) و به زبان ملی(فارسی) ، متخلص به « ناله رامسری » نویسنده، کارگردان و بازیگر، فارغ التحصیل رشته ی هنری تئاتر، شاخه ی بازیگری و مسبوق به سابقه قهرمانی در رشته ی ورزشی ژیمناستیک در نیمه اول دهه ی شصت و از فعالان حوزه ی فرهنگی-هنری- و اجتماعی شهرستان رامسر از جمله شرکت در سه دوره انتخابات شورای اسلامی شهر رامسر با اتخاذ شیوه ادبی-هنری در تبلیغات بدون الصاق تراکتهای تیلیغاتی به در و دیوار شهر و عضویت در آن به عنوان مسئول کمیسیون فرهنگی و امور اجتماعی به مدت یک سال پایانی از دوره ی دوم شوراها می باشم.
  که هماکنون با توجه به اقدامات بسیار ضعیف و ناکارآمد ریاست محترم اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامسر « حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا مختاری کلارستاقی » و اقدامات حذفی ایشان علیه هنرمندان این شهر از عرصه ی ایجاد فضاهای فرهنگی و هنری و حذف از شرکت در مراسم بسیار معدود فرهنگی و هنری شهرستان رامسر از جمله، اقدامات حذفی علیه اینجانب، همچنان که شرحش در ادامه ی این مرقومه خواهد آمد و با توجه به اینکه ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نه تنها از پاسخ دادن به پرسش های رو در روام از ایشان، طفره رفته بلکه اقدام به طرح شکایت علیه اینجانب در مراجع قضایی با اتهامات کذب وارده و به منظور به انزوا کشاندن مطلقم و با آرزوی در نطفه خفه کردن صدای به حق همه ی حذف شدگان که به نعمت « ناله ی رامسری » بودنم از بیان و زبان و گلوی من برخاسته؛ و عزمش را جزم موفق شدنش در راه محبوس کردنم (انشاالله)!!، نموده است؛
مصمم شده ام با توجه به دارا بودن خدادادی هویت و نه موقعیت! فرهنگی و هنری و اجتماعی ام، جریده ی اکنونم را به منزله ی نشان دادن بخشی از خدمات ویژه ی ریاست محترم اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامسر « حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا مختاری کلارستاقی » و با هدف دعوت به توجه و هم اندیشی عموم شهروندان خردمندِ فرهنگ و هنردوست، در جهت رفع معضل مدیریتی فرهنگ و هنر شهرستان رامسر و به منظور نجات و ارتقاء سطح کمی و کیفی از لحاظ شکلی و محتوایی در معرفی زبان و فرهنگ و هنر شهرستان رامسر به کمک هنرمندان متعهد و فرهیختگان علاقمند به فرهنگ و هنر اقدام نمایم.
   بیان پاره ای از اتفاقات وعده داده شده به منزله اثبات خوبی ویا بدی هویت شخصی و اخلاقی افراد نبوده و نیست بلکه هدف اثبات ناکارآمدی مدیریت امور فرهنگی و هنری و اجتماعی اشخاص خوانده شده در این جریده و تغییرات و تعمیرات اساسی در مسئله ی مهم و ضروری مدیریت فرهنگ و هنر شهرستان رامسر می باشد.
    سئوالی که همیشه در ذهن اشخاص مورد انتقادم نقش بسته و در قالب سئوالی به کرار در برابر پرسش ها، اعتراضات و انتقاداتم در عرصه های گوناگون از من پرسیده می شود این است که : « چرا دیگران از این کاستی ها دم بر نمی آورند؟! و فقط  ناله رامسری (من)  فریاد بر می آورد؟! ». بارها درپاسخ به این سئوال گفته ام و خواهم گفت : « پاسخ قسمت اول سئوالتان نزد همان کسانی است که یا سکوت کرده اند و یا در سلسله ی مصداقی بیت :
پشت سر دوست، یاوه سر دادن خصم
عوعوی سگان هرزه در مهتابست
گرفتار شده اند. و چون بنده نیز خود سالها در پی یافتن این سئوالم و کسی نیز جنبه ی پاسخ به آن را تاکنون نداشت ، در سالهای پیشین سروده ام که :
              دلـی پــر درد و پــر فریــاد داری               هــزاران زخـم از همــزاد داری
 کسی پاسخ نخواهد داد؟ «ناله»!                سئوالی گر از این بیــداد داری
«ناله رامسری»
و پاسخ قسمت دوم سئوالشان که احتیاج به ابراز آن نیست. چون پاسخ قسمت دوم سئوال ایشان مستتر در خود سئوال است و همیشه خواهد بود.
  ...و اما حکایت ریاست وقت اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامسر « حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا مختاری کلارستاقی » با اینجانب از آنجا آغاز شد که سال گذشته بنده بدون دعوتنامه ای از سوی ایشان در مراسم سه روزه ی سالروز جهانی تئاتر در شهرستان رامسر شرکت نموده و با نظرات و پیشنهادات شفاهی و کارشناسانه ام در خصوص تئاتر که از وظایف کارشناسانه ی خود می دانم و ایراد انتقادات فرهنگی و هنری خصوصا مربوط به مدیریت هنری در بخش تئاتر اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی و بخش های دیگر آن مواجه گردیدند و متعاقب آن در عوض چاره اندیشی در همان جلسه با خطابه های اخلاقگرایانه ی کنایه آمیز به هنرمندانی دریایی ای که نمی خواهند مرداب و سپس خشک و نابود شوند به مقابله پرداختند که خوشبختانه در همانجا و در حضور مدعوین جلسه و تنی چند از مسئولین از جمله فرماندار وقت پاسخشان را از سوی من و تنی چند از هنرمندان دریافت داشته اند.
   اما ایشان که با ادعای دارا بودن تحصیلات هنری در رشته ی گرافیک آنهم در مقطع فوق لیسانس وارد کادر ریاست اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامسر شده بودند، مزین به خصیصه ی کینه ورزی و حذف هنرمندان پرسشگر نیز شده و نه تنها دوباره من و بعضی دیگر از هنرمندان تئاتر و شعرای شهرستان رامسر را برای مراسم روز جهانی تئاتر و شب شعر «نگاهی نو به اشعار محلی» دعوت ننمودند بلکه در مورد بنده با استناد به افشاگری سوگند یاد کرده شده ی جناب آقای قانع، به جان تنها فرزند خردسالش و حتی در حضور ایشان مبنی بر اینکه ایشان اقدام به هماهنگی برای جلوگیری از حضورم در محافل فرهنگی و هنری با نیروی انتظامی و شخص آقای راهب از کارمندان فرمانداری شهرستان رامسر نمودند که از حیث چنین اقدامات مغرضانه ی شان مورد سئوالم واقع شدند و در پاسخ ضمن مقصر جلوه دادن آقای قانع (از کارمندان اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامسر) که منجر به افشاگری آقای قانع از اقدامات ایشان گردیده است همچنان از بیان مشکل شان با من و دیگر هنرمندان امتناع ورزیدند.
  در همین راستا و پیگیرانه به فرمانداری و نزد فرماندار محترم شهر که خود شخصا شاهد بخشی از وقایع سال گذشته نیز بودند رفته و ایشان که در حال عزیمت بودند با گذاشتن قرار ملاقات فی مابین بعد از سالروز ارتحال جانگداز امام خمینی (ره) نزد جناب آقای راهب رفته و دلیل تقاضای حذفم را از سوی آقای کلارستاقی خواستار شدم. آقای راهب نیز با اظهار تاسف همین سئوال را از ایشان داشت ولی گویی آقای کلارستاقی بدون دلیل از ایشان تقاضای ممانعتم را ابراز داشته بودند.
   خلاصه در روز ملاقاتم با فرماندار محترم شهرستان رامسر ضمن متقاعد بودنشان از ضعف مدیریتی در بخشهای گوناگون اداری این شهرستان و عدم همکاری و کار شکنی های معموله در جهت تقویت مدیریت اداری ادارات شهرستان رامسر از سوی نماینده ی مردم محترم شهرستان رامسر جناب آقای ابوالفتح نیکنام که متعاقب فریب انتخاباتی شان دور از انتظار هم نمی باشد به این نتیجه رسیده ام که جدای از مصلحت اندیشی دیگران باید با رعایت سلسله مراتب به ادامه ی اقداماتم بپردازم.
   لذا در تماس مستقیم تلفنی با مدیریت محترم اداره ی کل ارشاد اسلامی استان مازندران « حجت الاسلام والمسلمین ابراهیمی » به دلیل اینکه موبایلم در آن لحظه از شارژ مالی بر خوردار نبود و پس از رد تقاضایم در استفاده از تلفن اداره از طرف ریاست محترم؛ با گوشی موبایل یکی از کارمندانش، آنهم از اتاق ریاست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامسر و در حضور رئیس محترم اما نه مدیر این اداره « حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا مختاری کلارستاقی » خواستار برکناری ایشان از سمت این اداره گردیدم.
در حضور ایشان اقدام نمودم چون همچنانکه گفته شده است براین اعتقادم که:
پشت سر دوست، یاوه سر دادن خصم             عـوعـوی سگـان هـرزه در مهتـابست.
   اما ایشان فکر کردند که دلیل اقداماتم، دشمنی با شخص ایشان است در حالی که از نتیجه اعمالشان باید به این نتیجه نائل می شدند که من دوستدار متعهد و دست اندرکار عرصه ی فرهنگ و هنر این مرز و بومم. از پس همین خبط اندیشی ایشان خبطی دیگر که دشمنی ایشان با بنده را به نمایش گذاشته است صورت گرفت و با وارد نمودن اتهامات کذایی و کذب اقدام به طرح شکایت در مراجع قضایی علیه بنده نموده اند و در این راه کارمندان تحت ریاست خویش و همکار و همرده ی خویش، ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان تنکابن جناب آقای مشهدیان که در یکی از مراجعات و ایراد مصرانه پرسشها و مطالباتم از « حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا مختاری کلارستاقی » ایشان نیز حضور داشتند را؛ به عنوان شهود دعوی کذبشان در برابر خیل مستنداتم، به مراجع قضایی معرفی نمودند.
  قابل توجه اینکه یکی از بهانه های دعوت ننمودنم به مراسم معدود فرهنگی – هنری شهرستان رامسر، نداشتن نشانی محل اقامتم در رامسر ذکر گردیده بود در حالی که برای شکایت از من گویی نشانی محل اقامتم را داشتند!!.
   در همین راستا احضاریه ای که اسمی از خواهان پرونده در آن قید نگردیده بود از سوی کلانتری واقع در کمربندی فاز دو برایم ارسال گردید که فراخوان حضور راس ساعت دوازده ظهر روز جمعه 21/3/1389 در کلانتری بود و در آنجا متوجه شدم که آقای کلارستاقی شاکی پرونده می باشد. پس از تکمیل پرونده مقید گردیدم که راس ساعت 8 صبح روز شنبه 22/3/1389 خود را برای حضور در محکمه قضایی معرفی نمایم.
   متعاقبا برای جامه ی عمل پوشاندن به خواسته ی « حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا مختاری کلارستاقی » در حذف و اینبار حبس هنرمندان توانمند و هوشمند شهر رامسر، راس ساعت 8 صبح روز شنبه 22/3/1389 با لباسی غیر رسمی و نه غیر معمول یعنی ملبس به لباسی که حکایت از آمادگی ام در پذیرش حبس و عدم سازش با وخامت فرهنگی و هنری و هنرمندان شهرستان رامسر داشته و دارد، در پاسگاه مزبور حاضر گردیدم و از آنجا با مناسبات انساندوستانه مامورین انتظامی خصوصا جناب سرهنگ ابراهیمی روانه ی دادگستری شدم.
  در دادگستری شهرستان رامسر و با لباسی که شرحش داده شد در حضور دادستان محترم جناب آقای محرابی یکبار دیگر تفهیم اتهام شدم که متعاقبا و منطبق بر وقایع به تکذیب هر یک از اتهامات وارده پرداختم و پرونده توسط ایشان به معاونت محترم دادگستری شهرستان رامسر جناب آقای گلین مقدم جهت قضاوت فرستاده شد. پس از ساعاتی در محضر قاضی محترم پرونده قرار گرفتم و از سوی ایشان یکبار دیگر تفهیم اتهام شدم و به برخورداری شاکی از شهود و عدم برخورداری ام از شهود توجهات لازم از طرف ایشان به من داده شد و ضمن تکذیب اتهامات، و با اعلام عدم کفایت قانونی شهود شاکی به دلایل رابطه ی رئیس و مرئوسی  و در یک مورد، همسازمانی بودن شهود با شاکی پرونده؛ نیز اعلام آمادگی خود را مبنی بر پذیرش حبس و عدم سازش با وخامت اوضاع فرهنگی و هنری- و احوال هنرمندان شهرستان رامسر ابراز داشته و در حضور معاونت محترم دادگستری شهرستان رامسر با اعتقاد راسخ سوگند یاد کردم تا ایشان را از سمت ریاست اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی روانه نسازم ساکت ننشسته و برای اثبات موجودیت بهتر و بیشتر خود و هنرم و هنر دیگر هنرمندان شهرم خواستار خواسته های جمعی فرهنگی و هنری شهرستان رامسر خواهم بود که بالطبع تغییر مدیریت اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی اولین خواسته ی مان بوده و آزموده را آزمودن خطاست.
  لذا پرونده قضایی همچنان برای بررسی بازمانده است و در ساعت هشت صبح روز چهارشنبه به تاریخ 26/3/1389 جلسه ی بعدی دادگاه می باشد. در حالی که حق بر همگان روشن و مبرهن است.
در خاتمه با ایراد پاره ای از سئوالاتی که تاکنون بدون پاسخ مانده و با نگارش ( و یا قرائت ) قطعه شعری خطاب به رئیس محترم اما نه مدیر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی « حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا مختاری کلارستاقی » جریده ام را به پایان می رسانم.
1. مسئول رسیدگی به اوضاع نابسامان اداری در این شهرستان چه کسی است؟!
2. اگر کسی مسئولیت رسیدگی به اوضاع نابسامان اداری در این شهرستان را عهده دار نباشد خدمات اداری اداره ی مربوطه و مطالبات مردمی چه می شوند؟!
3. آیا هنرمندان شهر برای مطالبات خود به فرض مثال باید به اداره ی جهاد و کشاورزی بروند؟!
4. رسیدگی به اوضاع هنری و هنرمندان شهر و مهیا کردن امکانات هنری وظیفه ی اداره ی پست و تلگراف و یا کدام اداره ی دیگر است؟!
5. وقتی قضات دادگستری ماهانه با زندانیان در محل زندان ملاقات بر قرار می کنند آیا رئیس اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی نباید از احوال هنرمندان شهر مطلع باشد؟!
6. آیا مطابق قانون شرایط احراز چاپخانه برای اخذ مجوز چاپ و نشر داشتن پنج سال سابقه ی مستند به مدرک غیر جعلی!! و یا تحصیلات مربوطه یکی از مفاد و شرایط احراز چاپخانه نمی باشد؟!
7. آیا وظیفه ی رئیس یک اداره حذف ارباب رجوع آنهم با اعمال زور و خودخواهی و سوء استفاده است؟!
8. آیا اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامسر آزمایشگاه آزمون و خطای مدیریت مدیران ناکارآمد و جزء دوره های آموزشی مدیریت آنان است؟!

(( حق ما اینست:... ))
غــــرق در اندیشـــه های تــار خود               ای کــلارستــــاقـــــی ای مختــــــار خود
ای رئیـــــس فعلـــــی ارشــــاد مــــا               ریشـــــه ات بـر کـــن تــو از بنیـــاد مـا
ما هنرمنـدیم- نه مثلـت خود خوریم                ما هنـرمنـــدیـــم و نـــان خــود، خوریم
مثــل تـو، مــا غمخـور نــان نیستیم               ما ســــر جــــــای خودیــــم، آن نیستیم
مــا بســان آینـــــــه از رو بــــه رو               سیــره ات را بــاز گـوییـــم- مـوبه مــو
هـرکســی را بهــر کــاری سـاختنــد               هـر چـه نـادانـــان همـه شــــان باختنــد
دست بــردار از هنــر- فـرهنــگ ما               تو خـودت سنگــی بـر کــن سنــــگ ما
تو چه می دانی هنـر از آن کیست؟!               تو چه می دانی هنـر از جنـس چیست؟!
تو ز فرهنگم چه می دانــی؟! بگـــو              راستـی قــــرآن که می خوانــی؟! بگـــو
پس چــرا تـو ســـد راهمـان شدی؟!              تکــه ابــری خشــک و بـی بــاران شدی
حجت الاسـلام، ارشـادت چـه شــد؟!              در فـرامـوشــی!- بگــو یـادت چه شـد؟!
ای فرامـُش کــرده کــار دینــی اش!              مـا خــــدا داریــم، تـــو مـی بینــی اش؟!
ما تـن خود، بی سـر و پـا می کشیـم             مـا فـقــــط رنـــــج هنـــــر را می کشیـم
ما عبـــــادت پیشــــه ی رنــــج هنر              مســلک مـــا: تـــن جـــــــدا بایـــد زسر
پایمــــان در باتـــــلاق فکـــــــــر تو              راهمـــان تـاریــــــک شـد از ذکـــــر تو
بی سر و پا تن شدم! دستم که هست             دامـــن حـــــق را گرفتـــم مسـت مســت
حق ما اینست : « زحمــت کــم کنـی
 بعـد از ایـن، خود را دعوت کم کنـی »
« ناله رامسری »